این هم یه هدیه ی کوچولو ،تقدیم به کسانیکه قصد جدا شدن از دوستاشون رو دارن
ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم واسه تو به عمریه اسیر کنج خونه بودی
ما که رفتیم تو بمون با اونی که دوستش داری اونی که همیشه سر روی شونش میزاری
ما که رفتیم حالا تو میمونی و عشق جدید می دونم چند روز دیگه می شنوم جدا شدید
ما که رفتیم ولی چشم تو عجب نگاهی داشت جمله های پر عشقت چه وعده هایی داشت
ما که رفتیم ولی قدرتو دونسته بودیم بیشتر از همه خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم
ما که رفتیم تو برو زیر نگاه عاشقش آرزوم اینه فقط تلف نشه دقایقش
ما که رفتیم
تو برو دنبال طالع خودت ببینم سال دیگه کسی میاد تولدت
ما که رفتیم دل ندیم دیگه به عشق کاغذی
لااقل میومدی پیشم واسه خداحافظی
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 19:50  توسط محمد جهانبخشی
|
******
دوست دارم تمام وجودم را بدهم تا تنها لحظه ای با تو بودن را احساس کنم،عزیزم دوستت دارم وبرای این دوست داشتن ها ارزش قاعلم****
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 19:46  توسط محمد جهانبخشی
|
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت
ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 19:45  توسط محمد جهانبخشی
|
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت
ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 19:43  توسط محمد جهانبخشی
|
ی کاش در زندگی سه چیز نبود
:
یکی عشق،دیگری دروغ وبعدی هم غرور
زیرا مردم برای عشق،از روی غرور،دروغ میگویند
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 19:42  توسط محمد جهانبخشی
|
تمام آرزوهای منی
کاش
یکی از آرزوهایت باشم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 19:41  توسط محمد جهانبخشی
|
یه شب دلم گرفته بود مثل هوای بارونی
دلم هواتو کرده بودهوای شیرین زبونیت
دلم میخواد گریه کنم بگم که سخت تنهایی
ای هم صدای آشنا بگو که پیشم میمونی
نمی دونم چه حالی وکجایی وچه می کنی
اما صدات تو گوشمه میگی که پیشم میمونی
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 19:40  توسط محمد جهانبخشی
|
بی تو هرگز نمی خوام عشقی رو باور بکنم
با تو من عمری می خوام زندگی رو سر بکنم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 19:36  توسط محمد جهانبخشی
|
عزيزم برو می خوام تنها باشم بودنت برای من دردسره
می دونم تو هم ازم خسته شدی اگه ما با هم نباشيم بهتره
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 19:33  توسط محمد جهانبخشی
|
هميشه از نگاه تو ساده عبور می کنم
از اينکه عاشق تو ام حس غرور می کنم
دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم
با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم
با تو ستاره می شوم با تو ستاره می شوم
هر لحظه دعا کردم تا اینکه تو برگردی
یک عمر فدا کردم تا اینکه تو برگردی
با یاد تو بردم سر در اوج پریشانی
خواهش ز خدا کردم،تا اینکه تو برگشتی
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 19:31  توسط محمد جهانبخشی
|
دوست دارم دوست دارم نذار که بی تو بمونم
هنوز برای داشتنت يه عاشقم يه ديوونم
عمری به من کلک زدی می گفتی عشق رو بلدی
فکر می کردم عاشقمی نمی ديدم چقدر بدی
دوست دارم اما ميرم اينطوری خيلی بهتره
هزار دفعه بخشيدمت اين ديگه بار آخره
اگه بهت برنخوره می خوام بگم دوست دارم
دلم فقط مال توه تو زندگيم تو رو دارم
به قلب من شک نکنی عاشقی حاشا نداره
وقتی می گم دوست دارم امروز و فردا نداره
هر چی ميشد بذار بشه تو زندگيت پا می ذارم
می خوام اين رو خوب بدونی خيال رفتن ندارم
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 19:29  توسط محمد جهانبخشی
|